حالوا | پورتال خبری و سبک زندگی

کنترل نگاه مردان و نوع نگاه آنها به جنس زن

حجاب,حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر فرج‌الله هدایت‌نیا,مقوله حجاب,نگاه مردان به زنان,

شفقنا : حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر فرج‌الله هدایت‌نیا، عضو هیئت علمی  گروه فقه و حقوق پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی  است. با او در مورد حجاب و چراییِ لزومِ مراعات آن، صحبت کردم. این روحانیِ خوش برخورد، در چرایی و دسته‌بندی از بانوانِ کم حجاب، سه گونه از این بانوان را بر می‌شمارد و می‌گوید: به‌طور کلی بانوانی را که حجاب را رعایت نمی‌کنند در سه دسته می‌توان تقسیم‌بندی کرد. گروهی از بانوانی که حجاب را رعایت…

تبلیغات بنری
شفقنا : حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر فرج‌الله هدایت‌نیا، عضو هیئت علمی  گروه فقه و حقوق پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی  است. با او در مورد حجاب و چراییِ لزومِ مراعات آن، صحبت کردم. این روحانیِ خوش برخورد، در چرایی و دسته‌بندی از بانوانِ کم حجاب، سه گونه از این بانوان را بر می‌شمارد و می‌گوید: به‌طور کلی بانوانی را که حجاب را رعایت نمی‌کنند در سه دسته می‌توان تقسیم‌بندی کرد. گروهی از بانوانی که حجاب را رعایت…
کنترل نگاه مردان و نوع نگاه آنها به جنس زن

شفقنا : حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر فرج‌الله هدایت‌نیا، عضو هیئت علمی  گروه فقه و حقوق پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی  است. با او در مورد حجاب و چراییِ لزومِ مراعات آن، صحبت کردم. این روحانیِ خوش برخورد، در چرایی و دسته‌بندی از بانوانِ کم حجاب، سه گونه از این بانوان را بر می‌شمارد و می‌گوید: به‌طور کلی بانوانی را که حجاب را رعایت نمی‌کنند در سه دسته می‌توان تقسیم‌بندی کرد. گروهی از بانوانی که حجاب را رعایت نمی‌کنند، بر این باورند که اینطور، ما بیشتر مورد توجه و احترام هستیم که البته این هم جای تعجب دارد که چرا در جامعه اسلامی، روند، این‌طور است که افراد کم‌حجاب‌تر کارشان در ادارات، زودتر انجام می‌شود. این نشان می‌دهد بیش از اینکه روی پوشش خانم‌ها کار شود، لازم است که درباره‌ی فرهنگ مردانه و نوع نگاه آنها به جنس زن کار شود.

دسته دوم از بانوان کم‌حجاب، که عمدتاً هم دختران هستند، به اضطراب تجرد دچار شده‌اند و فکر می‌کنند که اگر زیبایی‌های خودشان را بپوشانند، چطوری خواهند توانست در معرض انتخاب قرار گیرند. اضطراب تجرد، بیشتر درباره دختران مجرد اتفاق می افتد. این افراد، خواسته مشروعی دارند ولی از روش نادرست وارد می‌شوند.

دسته سوم از بانوان کم‌حجاب، به اضطراب جذابیت ـ که بیشتر برای زنان متأهل اتفاق می‌افتد ـ مبتلا شده‌اند. خانمی که می‌بیند شوهرش در خیابان با انواع زن‌ها با پوشش‌های نامناسب با جذابیت‌های ظاهری مواجه است، می‌ترسد از دیگر برای همسرش جذاب نباشد یا می‌ترسد دیگران او را با زن‌های دیگر مقایسه کنند و بگویند ایشان چرا به خودش نمی‌رسد، از میزان حجابش می‌کاهد و زیبایی‌هایش را به نمایش می‌گذارد.

 

این روزها، مقوله‌ی حجاب، کمی بیشتر مد نظر و ملاحظه‌ی جامعه‌ی ایران و به‌خصوص جوانان قرار گرفته است. لطفاً فلسفه‌ی حجاب را تبیین کنید.

برای پاسخ به این سوال از معارف اسلامی می‌توان کمک گرفت. در آیاتی از قرآن وقتی بحث پوشش مطرح می‌شود، فلسفه‌ی حکم نیز، آمده است. مثلاً در سوره احزاب، به پیامبر می‌فرماید به زنان و دختران خودت و دختران مومنان بگو جلباب‌های خودشان را پایین‌تر بیاورند، اینکار برای اینکه شناخته شوند و کمتر مورد اذیت قرار گیرند بهتر است. از این ایه استفاده می‌شود که یکی از مبانیِ پوشش، امنیت فردی است. مسئله‌ی دیگر که از آیات قرآن نیز قابل استنباط است، حذف محرک‌های جنسی است. چون قرآن وقتی مسئله‌ی حجاب را مطرح می‌کند، می‌فرماید برای طهارت دل شما و آنان بهتر است. این نشان می‌دهد وقتی برهنگی باشد تحریک درپی‌اش می‌آید و وقتی تحریک در میان باشد، خواهشِ دل در پیِ آن است. بنابراین برهنگی، تحریک جنسی را درپی دارد و تحریک جنسی، مطالبه‌گری را؛ لذا یکی دیگر از فلسفه‌های حجاب، می‌تواند حذف محرک‌های جنسی و صیانت از حریم اخلاق باشد. از همین رو شاید در دنیای امروزی و جامعه‌ی کنونیِ ما، بین بالارفتن سن و تأخیر در ازدواج و فراوانی محرک‌های جنسی و دسترسی به پاسخ دهنده‌های جنسی، رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. شما فرض کنید جوانی را که غریزه جنسی‌اش او را تحت فشار گذاشته، اگر پاسخ دهنده‌های مختلفی در دسترسش باشد، کمتر به مقوله‌ی ازدواج فکر می‌کند ضمن اینکه ثبات خانواده نیز در گرو حذف محرک‌های جنسی است یعنی اگر محرک‌های جنسی در سطح جامعه فراوان باشد، وابستگی زن و شوهر به هم کاهش پیدا می‌کند و چه بسا از همین طریق، امنیت اجتماعی بانوانِ جامعه، مخدوش شود. قرآن حتی به زنان، درباره‌ی نحوه‌ی ارتباط کلامی‌شان توصیه می‌کند که در سخنان‌تان عشوه و فروتنی نداشته باشید زیرا کسی که دلش بیمار است به طمع می‌افتد بنابراین ممکن است فروتنی در سخنِ یک زن، علامتی باشد برای دعوت به خود. لذا از یک سو بین بی‌حجابی و تحریک جنسی ـ به‌عنوان یک آسیب اجتماعی ـ رابطه وجود دارد و از سوی دیگر بین حجاب و امنیت اجتماعی خود زن رابطه هست؛ از یک سو بین حجاب و آسیب تجرد، رابطه وجود دارد و از یک سو بین حجاب و ثبات خانواده و پایداری روابط زناشویی. بنظرم با توجه به آنچه تا به حال عرض کردم، کفایت می‌کند که حجاب را به‌عنوان یک ارزش بپذیریم، منتها درباره‌ی حجاب و حدودش بحث‌های مختلفی وجود دارد. شاید نتوانیم رابطه‌ی حجابِ به معنای فقهی ـ یعنی پوشیده بودن کل بدنِ زن به‌جز صورت و کف دو دست ـ را با آسیب‌های اجتماعی، احراز کنیم و من این ادعا را ندارم که اگر خانمی مثلا مقداری از موهایش پیدا باشد، همین مقدار بی‌حجابیِ او، خانواده را سست می‌کند. پوشیده بودنِ زن ـ صرف نظر ازحدود آن ـ می‌تواند آمار آسیب‌های اجتماعی را به‌شدت پایین بیاورد. حجاب برای پاک‌زیستن و زیست عفیفانه یک راه‌بُرد است. البته اگر زن حجاب داشته باشد، ولی حریم‌نگهدار نباشد، این حجاب، چندان بازدارنده نخواهد بود و از همین رو اگر کسی، درمبانی فکری‌اش حجاب را به‌عنوان یک ارزش نپذیرفته باشد، وادارکردن او به پوشیدگی فقط یک خواسته را تامین می‌کند، یعنی سطح جامعه را از محرک های جنسی حذف می‌کند ولی چه بسا همین فرد با استفاده از فضای مجازی یا ایجاد رابطه‌ی مخفیانه و در خلوت، به هدف و میلش خواهد رسید. پس وقتی می‌گوییم حجاب، یعنی یک سطح از پوشیدگی، همراه با وقار. در این صورت زن به دیگران با این پوشش پیام می‌دهد که من اهل روابط آزاد نیستم و به خانواده‌ام وفادارم و این حجاب است. حجاب این‌چنین از چند آسیب اجتماعی جلوگیری می‌کند.



آیا می‌توانیم حجاب را معرفی کننده‌ی ابعادی از هویت اسلامی قلمداد کنیم؟

اگر منظورتان را درست فهمیده باشم می‌خواهید بدانید که آیا می‌توانیم حجاب را به‌عنوان یک نماد تلقی کنیم یا نه؛ به این معنا که با حجاب، خط‌کشی کنیم و آدم‌ها را دو دسته کنیم. آن‌وقت من سوال خواهم کرد که دو طرفِ خط‌کشی‌ها چه کسانی ایستاده‌اند؟ آیا خواهید گفت آنها که باحجابند، مسلماند و آنها که بی‌حجابند، نامسلمان؟ قطهاً نمی‌توان با این معنا، حجاب را نماد مسلمانی در نظر گرفت. آیا می‌خواهید به‌وسیله‌ی حجاب، خط‌کشی کنید بین ایرانی و غیر ایرانی؟ بینِ  ولایی و غیر ولایی؟ به‌نظرم نمی‌توانید چنین تقسیم‌بندی‌ای را داشته باشید. حتماً به‌خاطر دارید که رهبری در سفرشان به خراسان شمالی اشاره کردند که خانم‌هایی که امروز به اینجا (محل استقبال از رهبری)‌ آمده‌اند، همان‌هایی هستند که ما به آنها می‌گوییم بی‌حجاب یا بدحجاب؛ یک چشمش اشک می‌بارد ولی نقصی هم در ظاهرش است. پس نمی‌توانیم بگوییم کم حجاب‌ها و یا بی‌حجاب‌ها، ولایی نیستند. همان‌گونه که رسانه‌ی ملی، زنان بدحجاب را در راهپیمایی‌های بیست و دو بهمن و روز قدس نشان می‌دهد. لذا این درست نیست که حجاب را نمادی برای این در نظر بگیریم که فردِ بی‌حجاب، ایرانی، مسلمان، انقلابی و ولایی نیست و اصلاً صلاح هم نیست وارد این بحث شویم. اما می‌توان این‌طور گفت که حجاب، یک ارزش اجتماعی است و چه بسا یکی از نشانه‌هایی باشد که ما بتوانیم با آن، مسلمان بودن و مومن بودن را تشخیص بدهیم ولی لزوماً این‌گونه نیست که هرکس که حجاب ندارد، مسلمان و مومن و عفیف نیست.


آیا اسلام رنگ خاصی از لباس را برای بانوان توصیه می‌کند؟

تنها نکته فقهی که در بحث پوشش وجود دارد، پوشاندن بدنِ زن به طرزی است که محرک نباشد. البته، رنگ‌هایی هستند که می‌تواند تبرج محسوب شود و زن مسلمان، اخلاقاً نباید جوری لباس بپوشد و از رنگ‌ها و مدل‌هایی استفاده کند که همه چشم‌ها به سمت او دوخته شود. آنچه در فقه روی آن تأکید می‌شود، محرک نبودن است.

وضعیتِ کنونی حجاب جامعه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

در این باره آمار نداریم ولی می‌توانم بگویم که هم بیم وجود دارد و هم امید. به موازات طیفی که حس می‌کنیم روز به‌رزو تقیدشان به حجاب کاهش پیدا می‌کند، طیف دیگری هست که به حجاب، اقبال روز افزونی دارد؛ لذا هم نگرانیم و هم امیدوار. ولی مطمئنم اگر ما در روش‌هایمان تجدید نظر کنیم، نتایج بهتری را شاهد خواهیم بود. نسل جوان، با روش‌های تحکم‌آمیز، میانه‌ی خوبی ندارد. بنده گاهی به بچه‌های مذهبیِ فعال در عرصه فرهنگ می‌گویم دو ضعف در ما وجود دارد که اگر آنها را رفع کنیم، خیلی مسائل حل می‌شود؛ یکی این است که سوادمان کافی نیست و دیگر اینکه کم‌حوصله‌ایم. گاهی در گفتگو با کسی‌که ارزش‌ها و منطق ما را قبول ندارد، نمی‌توانیم با توان علمی پابه‌پای او پیش برویم و نمی‌توانیم از نظر منطقی، او را قانع کنم و یا حدأقل کم نیاوریم. لذا بعد از چند دقیقه صدایمان بالا می‌رود و حتی گاهی به پشتیبانی و حمایتی که ممکن است از ما بشود، از موضع قدرت حرف می‌زنیم. ما باید به عنوانِ آمرانِ به‌معروف متوجه باشیم که حینِ امر به‌معروف و نهی از منکر، مأمور نیروی انتظامی و یا مسئول اداری نیستیم؛ بلکه ما درکف خیابان، با مردمانِ شبیهِ خودمان، داریم حرف می‌زنیم و اصلاً قرار نیست به‌صورت تحکم‌آمیز رفتار کنیم و به‌نظرم باید راه‌کاری اتخاذ کنیم تا کسانی‌که سواد و حوصله‌ی کافی ندارند، کنار بروند و کسانی‌که در این زمینه تخصصی دارند، تلاش کنند تا وضعیت را بهبود ببخشند.